تبليغاتX
نازنین گل یخ
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
سلام..... دوستای خوبمُ امروز تصمیم گرفتم به یمن قدم بهار ٬جای حرف زدن چند تا عکس چشم نواز بذارم از رخ یار.قربونش برم که الان اوج جلوه گریشه

اول یه حسرتی بخوریم به موقعیت اونایی که سال تحویل یا سال جدید تو حرم آقا امام حسین و یا بین الحرمین یا آقامون اباالفضل هستند. انشالله همه زائرای آقا سالم برن و برگردن و ما رو هم از دعاهاشون فراموش نکنن.السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)

حیفم اومد همه جا بهاری و پر شکوفه باشه جز وبلاگ من...تقدیم به همه دوستان عزیزم.

اینم حسن ختام بهاریه گل یخی...معرفی میکنم بانوی همیشه منتظر و چشم براه دوستان وبلاگ... خانم نازنین همراه با هفت سین....یه عکسم واسه قدیم ندیماشه.

لطفا دوستان امر به معروف رو کنار بذارن(که چرا بی حجابه و  چرا چشاش خماره و چرا ...)...حافظ جان درکم میکنه و در همین خصوص میگه...بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم؟!!!!

 یه آه میکشم تا هر چی تیرگیه از دلم بره بیرون وقتی دلم صاف شد...واسه همه بچه ها و بزرگترا و دوستای عزیزم دعا میکنم...خدایا بهترینایی که براشون آماده کردی امسال بهشون برسون.

 راستی امشب هم که چهارشنبه سوریه..امیدوارم به همتون خوش بگذره !! همه تونو دوست دارم. خدایا ممنونم از همه چی .داده و نداده ات رو شکر.

آخرین پنجشنبه سال

پنج شنبه پرمشغله متفاوت و شادی داشتم......جشن بله برون دخترخاله بزرگم بود که آبجی کوچیکش 2 سال قبل ازدواج کرد...مراسم با شکوهی بود...قسمت جالب قضیه فامیل شدن با یکی از شاگردای سابقم بود که تازه اون شب فهمیدم چقد شیطون و پر انرژیه...نه که اونموقع معلوم نباشه ها همون وقت هم یه نفری کل کلاس رو بهم میریخت معلوم بود عاشقه ..طفلی...میگن با معشوقش ازدواج کرده و الان ازش جدا شده!! با اینحال هیچی از انرژیش کم نکرده بود .. حدود 1-2 ساعت وسط مجلس رقصید و رقصوند از پیر گرفته تا جوون... هر از چند گاهی هم به یاد اونروزا شوخی و خنده ای ...

اینروزا یاد جوونیا ، یاد روزای تلخ رو هم با خودش آورد...بی اختیار قطرات اشک گونه هامو خیس میکنه.. هیچ وقت فک نمیکردم گذشتن 5-6 سال اینقد راحت باشه!! میگن وقتی خدا روز سخت میده طاقت و صبرش رو هم میده اما

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر                  آری شود لیک به خون جگر شود!

تازه با همه این احوال از بد روزگار لعل شدنی هم در کار نبود فقط گریه های سخت مخفیانه بود و تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی!!! باور نمیکنید اما کمتر کسی به اندازه من تنهایی رو لمس کرده....

بگذریم..امسال اول سال تا اونجایی که یادمه من اول رفتم خونه خاله اینا.....تو دقیقه نود سال 86 ، دخترخاله بزرگه نامزد کرد ، آبجی کوچیکشم با همسرش داره میره کربلا.....پسرش هم که خونه خرید.....حساب کنید چه کرده قدم ِ من!!!! اگرچه من عادت دارم تا کار ، محکم کاری نشده حرفی نزنم آخه هنوز 4 روز از سال مونده، خوب دیگه این یه دفعه رو نا پرهیزی کردم. البته به قول نیما من قدمم واسه همه جز اون و خودم اومد داره!! باور کنید اعتقاد راسخی به این حرفا ندارم و لی اینقد این خاله خانباجیا میگن که ما هم میخواییم کم نیاریم دیگه!!!

جمعه ای رفتیم به دخترخاله و مادرشوهرش و.. التماس دعا گفتیم و 2 تا نامه هم نوشتم ...وااااااای مهم ترین مساله شادی آفرین این هفته یادم رفته بود ...اونم رای دادن بود...

 

پ.ن: یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه

        غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده !

روز تولد و هدیه دوستان

 صبح  روز 19 اسفند سال 1386 : از 6 صبح تا 7:40 دارم باقی مونده اسباب رو بسته بندی میکنم... شب قبل هم که شب اول ربیع الاول بود و به سفارش یکی از دوستانمون تا نیمه های شب توی خیابونا و در پی مساجد بودیم تا پشت درِ 7 تا مسجد حاجاتمونو بگیم و انشالله حاجت روا بشیم. حالا از بار معنوی و خیرخواهی و ...بعضا دنیا طلبی هایی که تو حاجتها بود بگذریم فوق العاده کار معنوی جالبی بود....مردم پشت در همه مساجد شمع روشن کرده بودن و حضورشون همه جا محسوس بود...و خدا نزدیک بود...البته که اون سر جای همیشگیش بود ...دلهامون بود که نیمه شب در حریم خلوت یار جلا گرفته بود ..واقعا  بی حکمت نیس که اینقد سفارش شده به عبادت  شبانه....

در هر صورت صبح کمی بی حال نشستم پای کامپیوتر و برنامه مرخصیهامو مرور کردم...بعد هم بی هوا وارد محیط بلاگفا شدم ...هنوز خوندن یه کامنتو تموم نکردم که لبخد مهمونِ لبهام میشه و همینطور کامنتای غیر منتظره است که خوشحالی رو به خونه دلم میاره.....وای خدایا ..ممنونم.... چقد زود حاجت گرفتم!

از همه دوستانم که اومدن و تولدمو تبریک گفتن تشکر میکنم....از تک تکتون. 

رویا جون ...دوست پر انرژی و سرزنده من ، شدی مشاور و سنگ صبور و رفیق شفیقم ..ممنونم از تبریکت و محمد آشنای مشترک من و رویا از حضورت ممنونم و انشالله به حق این شبِ بزرگی که گذشت، مشکلت حل بشه!

آب آتشگون عزیز(مامان راشین )، ندا.ح جون ..دوست جونام ....ممنونم از حضور پر مهرتون.

مهدی حمیدی عزیز ممنونم از متن زیبایی که برام نوشتی خیلی خوشحالم کردی...یه دنیا ممنون.

فریدون عزیز شما که شرمنده کردید ..... از حضور و تبریک و دعوت کردن بچه ها ممنونم...

امیر رضا(جان..با احتیاط عرض میکنم)....برادر خوبم که همیشه و در هر زمان در حال احیای سنت حسنه امر به معروف و نهی از منکرید ...ممنونم از لطفت...(میشه بگید شما دفعه قبلی که از من کتک خوردید کی بوده که ایندفعه دومش بشه؟؟)

و همه اونایی که ممکنه گذری رد بشید و تولدمو بهم تبریک بگید ازتون ممنونم......حتی شما دوست عزیز!

                   hediye

بهترین ترانه ها

سلام

خوب از طرف نداجون به یه بازی دعوت شدم...که واقعا تو این سرشلوغیها تهیه پستش برام خیلی سخته اما چه کنیم یه ندا.ح که بیشتر نداریم بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب ...باید ۷ تا از ترانه های مورد علاقتونو با اسم خوانندش عنوان کنید که الان من فقط ۵ تاش تو ذهنمه ولی شما ۷ تاشو بنویسید ها! خوب بین آهنگا و خواننده های مورد علاقم ...

1-      ترانه مادر و ببار ای برف حبیب..نمیدونم چرا با اینکه همه ترانه هاشو دوس ندارم چرا عاشق تن صدای حبیبم.

2-   ترانه های ابی (همشون) علی الخصوص آهنگ میام از شهر عشق و کوله بار من غزل ...اما خدایی قبول کنید همه آهنگای ابی قشنگن و از اول تا آخرشون آدمو همراه خودشون میبرن ...خاطره مثه یه پیچک میپیچه رو تن خسته ام...........................

3-   ترانه های معین......بیشتر از همه بگو که گل نفرستد کسی به خانه من....که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من......تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی ، بیا و پرتو فکن به آشیانه من.............و من از این دنیا چی میخوام دو تا صندلی چوبی....که من و تو رو بشونه واسه گفتن خوبیییییییییییییی......و ترانه زیبای امسالش ...بگو چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم...

 

4-      ترانه دلم خواست بشم عاشق ...دلم خواست که تو دنیا گرفتار تو باشم ....دلم خواسسسست(یهنی به تو چه)هایده.

5-   و دست آخر هم ترانه پشت این دیوار سنگی دو پنجره اسیرن دو تا تنها دو تا عاشق یکیشون تو یکیشون من................کاشکی این دیوار خراب شه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از گوگوش.

 

من هم رویا(سبکبال) و محمد(حیات خلوت)و محمد(بی تو بودن کار من نیست) و مهشاد(آسمان آبی من تا کجاست.) و آب آتشگون رو به این بازی دعوت میکنم.....امیدوارم لذت ببرید ازش.

مطمئنم وقتی شما ترانه ای مورد علاقتونو میگید منم میگم ای دل غافل ..منم که خیلی اینو دوس دارم چرا خودم حواسم نبود .

بد میگم.. بگو بد میگی!

باز هم عید نزدیک شد....شاید امسال رفتن به خونه خودم کمی حس بدمو نسبت به عید کم کنه...شاید هم برعکس نمیدونم اما فعلا دلشوره اسباب کشی و دریافت به موقع وامها بهم مجال شادی نمیده . در هر صورت احساس اینکه یه سال دیگه هم تموم شد و من آخر هر سال یه سال به سنم اضافه میشه و من هنوز تا مهمترین آرزوها و نیازهای درونیم فرسنگها فاصله دارم  دلزده و سرخوردم میکنه....همیشه کلی آه حسرت و ناکامی تو این ماه و ماهای اول سال جدید دارم تا اینکه دوباره زندگی میفته رو روال و فراموش میکنم که چقد نداشته هام برام مهمتر از داشته هامن.....خیلیها بهم میگن خدارو شکر کن سالمی و ...منم مثه همه بنده های ناسپاس خدا میگم چه فایده وقتی قراره در ازای سلامتیم از حقم محروم باشم. اصلا شما جای من مثلا بهت بگن تو دیابت نداری اما حق نداری شیرینی جات(که میمیرم براشون)بخوری!!!!!!!!! تنقلاتی که دوس داری بی دلیل از دم دستت دور باشن اونوقت تازه وقتی داری جار و جنجال میکنی بهت میگن برو خدارو شکر کن سالمی حالا شیرینی هم نخوری خیالت راحته ناراحتی جسمی نداری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زندگی همینه دیگه ، همینکه همیشه یادت بمونه که تک بعدی بهش نگاه نکنی...یا فک نکنی اگه یه مشگلی رو ندیده بگیری بعدش همه چی حله ...یعنی تضمینی نیست که یه قوز بالای قوزت سبز نشه!!! فعلا که اندر خم یه کوچه ایم با کلی دلواپسی که همشون از جنس زندگین...گاهی سمج و موندنی گاهی گذرا و دمدمی ، اما هر چی که هستن دل من چه صبوره!

وقتی آدمای اطرافمو میبینم که مشکلشون خیلی خیلی کوچیکتر از منه و بی تابیهاشون طوریه که تموم اطرافیانو آزار میده، میفهمم که خیلی دل گنده ام. در هر صورت انشالله هم صبورا و هم ناشکیباها بتونن به خواسته هاشون برسن....اگرچه به نظر میاد صبوریه بعضیا باعث محرومیتشون هم میشه. بعضیا فک میکنن وقتی صبوری یعنی بی خیالی یعنی به هدفت فک نمیکنی...یا براش تلاش نمیکنی..اما هیچم اینطور نیس! آدمای صبور فقط آروم میسوزن مثه شمع بی صدا و آروم نه اینکه با سر و صدا و همراه با شعله های سرکش و ویرانگری که خرابیهاش تا مدتها درست بشو نیست! در هر صورت میگن شکیبایی گشاینده کارهاست!

و شکیبایی بر دو گونه است: یکی بر آنچه نمی پسندی و دیگری بر آنچه دوست میداری..(حضرت علی علیه السلام)

- بیچاره سینا ٬ واسه کادوی تولد ۳۰ سالگیش کتاب حسنی چقد شیطونکه از ما کادو گرفت  قیافش دیدنی بود! حقش بود تا اون باشه برای عیادت نیما "پستونک" نیاره!