تبليغاتX
نازنین گل یخ
و اما دی!

غزه!                            غزه!     

خدایا! یا صبور! چی میخواد بشه ؟ در این دنیای پر از ادعای دفاع از حقوق بشر ٬ جان به لب شدیم بس که خودسریهای یهود را دیدیم.فلسطینی ٬ مسلمان نه! کافر! حرمت انسان را زیر پا میگذارند این انسان نمایان دیو سیرت. ذره ای شفقت در دل ندارند این تافته های جدابافته و وصله های ناجور زمین. با کمی انصاف سر نیزه خشممان را از یهود به سمت صهیونیسم میبریم.

خدایا ٬ هدایت شامل کسانی که مهر بر دلهاشان نهادی نمی شود از تو یاری میخواهیم که با فریادهایمان که جز این خنجری بُرنده تر نداریم حق بر باطل چیره شود که باطل نابود شدنیست.منتظر دستی هستیم که بالای دستشان بلند شود و چون سپاهیان ابرهه جز نامی  از آنها و ظلمشان نماند. 

- من و نیما با یه آنفولانزای سخت دست و پنجه نرم میکنیم خدا کنه زودتر خوب شیم.

- داداش کوچیکه رفت سربازی..منم اینقد حالم بد بود نتونستم برم خداحافظی. از یکشنبه تا الان ۳ روزه۲۲/۱۰/۸۷

 -از روز تاسوعا تا به الان بیمار جوونی رو دیدم که خواهرش ۳ سال قبل با بیماری شبیه این از دنیا رفته. همه ناراحت بودن. التماس دعا دارم برای این بیمار و همه بیمارهای امیدوار به زندگی.

-خودمونیم خیلی خسته کننده شده حرفام!! باور کنید هر چی تلاش میکنم بدتر میشه..باید بیخیالی طی بکشم 

یکی از درگیریهای ذهنیم اینه که همش حواسم به خودمه که چرا اینقد ساکته ٬ تلخه٬ بی تفاوته! شاید به خاطر حرفهای مریم باشه به من گفت تو همیشه اینقد جدی هستی! حرف نمی زنی و تو خودتی!!  اونموقع سعی کردم واقع بین باشم اما الان ناراحتم از این قضیه...

نقاب

از زیر پوشیه همه رو سبز میبینم... کوزه آب تو دستمه و منتظرم ببینم کی آب طلب میکنه تا به اندازه جامی که در دستشه سیرابش کنم ، گاه به حد رفع تشنگی یا جرعه ای برای لب تر کردن.  بین زنها و بچه ها انگار من هیچم.این حسی که هیچم و "من" به جای فکر کردن به دغدغه همیشگیش ، داره به این فک میکنه که خدایا یعنی میشه آب برای کسی که تشنه است تموم نشده باشه، حس متفاوتیه.....و تعجبم از اینه که اینهمه آب و این کوزه کوچیک. آخرین جام که اومد بالا به اندازه پر شدنش آب بود و این لبخند به لبم آورد.

 چقدر خوبه وقتی میتونی بی شرم حضور در جمعی، خودت باشی ، نقابی بزنی و نقابی برداری، راحت اشک بریزی ، به کسانی نگاه کنی که بدون شرم حضور دوستی یا آشنایی اشک میریزن ، حاجت میکنن، خواسته ای دارن.به این اندیشه که غم این چیه؟ مشکلش کجاست؟ خدایا تو غیاث المستغیثینی.

طلبیدی ...به سر اگر نیومدم ، وقتی اومدم ،دل دادم. از من هم بیش از این توقع نباید داشت که من تا شیفته شدن "یک طلب"کم دارم. و اینجور که معلومه هر طلبیدنی از سوی معشوقه. هر یادی که به یاد خدا عطرآگین میشه قبلش خدا صدامون کرده. هر زائری که به زیارتی نائل میشه بزرگواری اشارتی به دلداده ای داشته و دلی رو خریده. هر سلامی که به غائبی میفرستیم قبلش دمی به ما نزدیک شده و سلامی داده که جز دل نشنیده ندای درودش رو.

و اینست عشق پاکان که دل میدهی و دوستی خدا میخری. و چیست دوستی خدا جز هدایتی که انشالله عنایت اوست.

پ.ن: دلم را آتش میزند مرثیه بر رنج حسین و بر این سوختن مشتاقم. فرومانده ام در اینکه طفل 6 ماهه حسین(ع) به حد شیخ کبیریست، که باب الحوائج است .( صلوات بفرستیم بر محمد و خاندانش)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

همیشه از فاصله کمه بین عید غدیر تا محرم حس ناخوشایندی دارم...شاید به خاطر اینه که از زمانه اعلام ولایت علی تا اغاز رنجهاش و تا شهادت مظلومانه فرزندان پیغمبر ، فاصله کوتاهی است واین ظلم رو آشکارتر و منفورتر میکنه! امیدوارم توشه خوبی از محرم نصیب همه مون بشه.

 یا ثارالله

این لینک رو هم ببینید دیدگاه برخی از اندیشمندان غیر مسلمان نسبت به امام حسین (ع)و واقعه عاشوراست ، به نظرم خوندنی و مفیده.