سلام دوستان خوبم.. حلول ماه مبارک رمضان ٬ ماه مهمانی خدا رو به شما تبریک میگم و از همه شما التماس دعا دارم.
-۲۲ مردادماه عقدکنون خواهرم بود..همه چی خوب بود جز اینکه... اونیکه میخواست ضد حال بزنه موفق شد..همه انرژی که داشتم یه جا ازم گرفتن. سردرگم تر از قبل موندم با این وضع چه کنم. خدایا زن بودن یعنی چی؟ میخوام تنها باشم از اینی که هستم تنهاتر..میخوام برای یه مدت هم که شده خودمو گم و گور کنم.ای کاش میشد...
-با تردید شماره شو میگیرم ٬گوشی رو میچسبونم به گوشم بعد یه زنگ جواب میده به محض شنیدن صداش بغضم میترکه...اشک ریختم و درد دل کردم پیشه تنها کسی که میتونستم باهاش درد دل کنم. جوری که فقط سکوت جواب من نباشه! یا حرفهای بی منطقی که از نظر من فقط یه جور دعوای زرگریه برای اینکه حقایقو نشنوه..
- تنها مایه دلخوشیم اومدن ماه رمضونه وقتی بهش فکر میکنم ذوق زده میشم.

